خرید بک لینک

سلام

به نوشته ها اجازه بدید یه جاهایی ادبی نباشن(البته برای من هیچ وقت نبودن)

اجازه بدید هر جا نويسنده دلش خواست از علائم نگارشی استفاده کنه

کلا توی زندگی خیلی گیر ندید به جزئیات مخصوصا وقتی طرف مقابلتون خسته س یا دلش گرفته یا شکسته

امروز رفتم خونه ی یه شهیدی با دل پر

سخنران خوش آمد میگفت من گریه م می گرفت

عوامل  زیادی باعث ناراحتیم بودن

ولی نمیدونم کدومشون اینطور اشکمو می ریخت

شاید اون کارفرماهايي که چون رژت پرنگ نیست یا جلف نیستی ردت میکنن یا چون 16سالت نیست

یا آدمايي که چون پا نمیدی و نفع نداری کمکت نمیکنن و خیلی هم دم از معرفت میزنن

اینا باعث میشن تو به راه های دیگه فکر کنی

اینا نمیدونن دارن چه میکنن با یه دختر

من همیشه بزرگترین دغدغه م کمک کردن به همنوع هام بوده

اما الان به خودمم نمیتونم کمک کنم

این حجم از ناتوانی بسیار کشنده و زجر آوره

چند بار بین گریه هام گفتم خدایا خسته شو ازم نا امید شو ازم یاد دست خاليم افتادمو بدهی هام

بذاريد دیگه ادامه ندم سرم خیلی درد گرفت

التماس دعا

برچسب: نویسنده: سپیده رضاپور تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 6:46

صفحه بندی