شغل جدید پیدا کرده بودم همون که نزدیک حرم بود
سه تا شریک بودن که با هم به مشکل برخوردن الان اونی که مارو آورده میخواد حذف
بشه ما هم باید حذف شیم چون نیروی ایشون هستیم
سه تا آدمن نمیتونن با هم کنار بیان
یه آواره ای شدم من مثل بچه هایی که پدرومادرشون درآستانه ی طلاقن
حق و حقوقم هیچ بیشتر نگران روابط اینا هستم هرچی هم فکرمیکنم نمیتونم بفهمم مشکلشون چیه
چرا نمیتونن یه جا کار کنن چرا نمیشه سه نفر یه جا همو تحمل کنن یا مشکل رو پیدا کنن
حرصم در میاد نمیتونم کاری کنم
+میخوام خونه کیک بزنم اینم نمیدونم بشه یا نشه
اینم نمیتونم بفهمم تصمیم درستیه یا نه من واقعا به عجز خودم معترفم
خدا دیگه از یه بنده ش چی میخواد?من که میدونم خیلی ناتوانم
برچسب:
نویسنده: سپیده رضاپور